
خود کم بینی یکی از شایع ترین اختلال هاست؛ آن قدر که کسی آن را اختلال به حساب نمی آورد! اکثر ما علائمی از خود کم بینی را در خودمان سراغ داریم و آن طور که باید خودمان را دوست نداریم. شایع ترین خود کم بینی هم، خود کم بینی فیزیکی است.
خود کم بینی یکی از شایع ترین اختلال هاست؛ آن قدر که کسی آن را اختلال به حساب نمی آورد! اکثر ما علائمی از خود کم بینی را در خودمان سراغ داریم و آن طور که باید خودمان را دوست نداریم. شایع ترین خود کم بینی هم، خود کم بینی فیزیکی است. اکثر ما با بدنمان مشکل داریم، با قدمان، رنگ پوستمان، فرم بینی مان و مواردی از این قبیل و به علاوه بدون فلان عطر و ادکلن و فلان لباس و... جرأت از خانه بیرون آمدن نداریم.
ریشه ها
اینکه چرا در این دام می افتیم، چند جواب دارد؛ ترحم و توجه زیادی جلب می شود، بهانه مناسبی برای بدشانسی ها به ما می دهد و آدم های اطراف را قوی تر می بیند تا راحت بتواندن بهشان تکیه کند. ریشه بروز این مشکل هم برمی گردد به اینکه شناخت درستی از خودمان نداریم؛ شناختی که ما از خودمان به دست می آوریم، آمیزه ای است از تجربیات خودمان و نظر دیگران.
*دیگران: همه آدم ها در ابتدا خودشان را از نگاه دیگران می بینند. در درجه اول والدین تصاویری از فرزندانشان را به آنها نشان می دهند. در درجه بعدی، اقوام و دوستان در شناخت ما از خودمان موثرترند. اگر والدین خیلی انتقادگر باشند، روی این تصاویر وب ازخوردها نمی شود حساب باز کرد به علاوه توقع به بارآمدن یک فرزند با عرضه از یک همچین پدر و مادری، بیهوده است. در نقطه مقابل اگر پدر و مادری دائم و زیادی فرزندشان را برای کارهایش تشویق کنند، این بچه کمال گرا می شود و در آینده تنها کارهایی را انجام می دهد که مطمئن است در آنها برنده است؛ این یعنی تشویق هم باید حساب و کتاب داشته باشد. باید اجازه اشتباه کردن را به هر کسی داد و به او کمک کرد تا باور «من خوب هستم» را جایگزین باور «من خوب نیستم» کند. البته تصاویری که والدین حمایتگر به بچه ها برای شناخت آنها از خودشان می دهند، تصاویر واقعی تری است.










